آدمیزاد در این دنیای فانی، دنبال دو چیز می گردد و برای رسیدن
به آنها به هر اقدامی به هر قیمتی که باشد دست می زند، یکی
لذت، و دیگری قدرت،(آوازه و شهرت)
هیچ کس نیست و یا کمتر کسی هست که دنبال لذت بردن مادیاتی
به هر نحوی نباشد و به دنبال و مشتاق اسم و آوازه و شهرت و
مقام نباشد هر کسی در هر حدّی که باشد و در اندازه ظرفیت خود
کلاً یا تقریبا ً به صورت کم و یا بیش از توجه و تعریف و
تمجید و دیگران احساس خرسندی می کند.
حال ای کاش بجای آدمیزاد بودن سعی کنیم که انسان باشیم و
انسان بودن هم در گِرو مخالفت با هوای نفس( خصوصیات نفسانی
که ذکر شد) هست. اگر کسی باشد که بجای تسلیم شدن در برابر
خواسته دل و اجابت و اطاعت کردن خواسته دل و گوش به فرمان
بودن و بندگی کردن خواسته نفسانی، به خودش (انسانیتش ) باز
گردد و آن ارزشی که خداوند در درونش نهادینه کرده است پیدا و
استخراج کند آن وقت است که ارزش او شکفته گشته و روی به
شکوفایی می آورد و روی به بالندگی و وارستگی و در نهایت
رستگاری می آورد و راه رستگار شدن هم اینست که خود را از زیر
سلطه لذت و قدرت مادیاتی خارج کرد و از آنها در جهت رضای
خداوند برای رستگار شدن استفاده کرد بدون اینکه مطیع و شیفته
این دو ویژگی(حب قدرت و حب لذت) بگردد و به دور از اینکه
اعضاء و جوارح و روح و روانش تسلیم و تحت تاثیر این ویژگیهای
پست مادیادی قرار گیرد.
پس یک انسان وارسته و آزاده اینست که با توان و شجاعت تمام،
زنجیر ضخیم و محکم این خصلتها و ویژگیها را با بازوی پرتوان
اراده ای که ناشی از ایمان سر شار است پاره و گسسته کند و خود
را از چنگ آنها رها کند و راه موفقیت در این راه اینست که بجای
خود و بجای دیگران و بجای ستایش شدن از سوی خلق و بجای
معروف شدن و مشهور و محبوب شدن در بین خلائق و بجای اینکه
تمام اعمال و کردار و تلاشمان در جهت محبوب شدن در بین مردم
باشد حتی اگر به قیمت کم کاری و زحمت ندادن به خود در جامعه
باشد، پس بیاییم به دنبال رضایت خالق باشیم، به دنبال رضایت و
رحمت و کرم و مهر خالق باشیم و آن هم در صورتی میّسر خواهد
شد که در حین اینکه بیشتر از همه در جامعه و در جهت رضای خدا
تلاش و کوشش و فعالیت می کنیم، اما سعی کنیم که گمنام
باشیم، یعنی کردار و گفتار و رفتار و کارمان طوری باشد که آثارش
و نتیجه اش بر همگان آشکار باشد اما نتنها ندانند و نفهمند که
کارها کار ما بوده و از جانب ما بوده، بلکه مردم فکر کنند که ما
هیچ کاره ایم. پس در اینجاست که خداوند قضاوت خواهد کرد
و آوازه ما را حتی اگر پس از مرگ بوده است به گوش همگان خواهد رساند.
برچسب:
نویسنده: علی پورعلی